فرهنگ سازمانی چیست؟

17 آذر 1402
جهت دریافت خدمات لطفا فرم درخواست دمو را تکمیل کنید
ثبت درخواست
فرهنگ سازمانی چیست

ایجاد یک فرهنگ سازمانی مسئله‌ای‌ست که مدیران زیادی روی ایجاد و اجرای صحیح آن حساسیت نشان می‌دهند. رعایت برخی استانداردها در سازمان می‌تواند کارمندان را برای رسیدن به هدفی که کارفرما تعیین کرده آماده کند. تاریخچه پیدایش فرهنگ سازمانی اگرچه به اندازه تشکیل سازمان‌ها و شرکت‌ها در عصر انقلاب صنعتی است اما به اندازه دوران فعلی به آن اهمیت داده نمی‌شد. در این مقاله ابتدا تعریف دقیقی از فرهنگ شرکتی، روش ایجاد فرهنگ سازمانی و بعد درباره اجزا آن توضیح خواهیم داد.

تعریف فرهنگ سازمانی 

فرهنگ سازمانی Organizational culture مجموعه‌ای از ارزش‌ها، باورها، انتظارات و رفتارهایی است که اعضای یک سازمان به اشتراک می‌گذارند. این فرهنگ سازمانی است که نحوه عملکرد سازمان و نحوه تعامل افراد با یکدیگر را تعیین می کند. مفهوم فرهنگ سازمانی را می‌توان به عنوان “روح” یا “شخصیت” یک سازمان در نظر گرفت. این چیزی است که سازمان را از سایر سازمان‌ها متمایز می‌کند. فرهنگ سازمانی می‌تواند مثبت یا منفی باشد. فرهنگ مثبت می‌تواند به ایجاد محیط کاری سالم و رضایت‌بخش برای کارکنان کمک کند. فرهنگ منفی می‌تواند منجر به نارضایتی کارکنان، غیبت و افزایش هزینه‌ها شود.

فرهنگ سازمانی چیست

انواع فرهنگ سازمانی

بسته به ماهیت و ویژگی‌های سازمان، انواع مختلفی از فرهنگ سازمانی وجود دارد. در زیر به برخی از انواع فرهنگ سازمانی معروف اشاره می‌کنم:

فرهنگ سازمانی هماهنگ

در این نوع فرهنگ سازمانی، تمرکز بر هماهنگی و همکاری بین اعضای سازمان است. ارتباطات باز، اشتراک دانش، توجه به توسعه فردی و گروهی، و ترکیب توانمندی‌ها برای دستیابی به اهداف مشترک، جزو ویژگی‌های این فرهنگ سازمانی است.

فرهنگ سازمانی رقابتی

در این نوع فرهنگ سازمانی، رقابت و تلاش برای رسیدن به عملکرد برتر مورد تاکید قرار می‌گیرد. اعضا به تأکید بر عملکرد فردی و گروهی، توانایی رقابت، نوآوری و پیشرفت مستمر تمایل دارند.

فرهنگ سازمانی خلاق

تشویق به خلاقیت و نوآوری در حل مسائل و ارائه راهکارهای جدید مورد توجه قرار می‌گیرد. ارزش‌گذاری از تفکر خارج از جعبه، قدرت ایده‌پردازی و تسهیل فرآیندهای نوآوری جزو ویژگی‌های این فرهنگ سازمانی است.

فرهنگ سازمانی پشتیبانی کننده

در این نوع توجه به محیط کار سالم، حمایت از اعضا، توزیع منصفانه منابع و ارزش‌گذاری از تعاملات سازنده و تعاونی مورد تاکید قرار می‌گیرد.

فرهنگ سازمانی مشتری‌مدار

مشتری به عنوان محور اصلی در نظر گرفته می‌شود. تمرکز بر ارائه خدمات برتر به مشتریان، پاسخگویی به نیازها و ارزش‌های مشتری و توجه به تجربه مشتری جزو ویژگی‌های این فرهنگ سازمانی‌ست. ابعاد این فرهنگ سازمانی بسیار گسترده هستند و ممکن است در هر سازمان ترکیبی از آن وجود داشته باشد. همچنین ممکن است سازمان‌ها بر اساس نیازها و ویژگی‌های خاص خود، فرهنگ سازمانی منحصر به فردی داشته باشند.

اجزای فرهنگ سازمانی

فرهنگ سازمانی می‌تواند از طریق عوامل مختلفی مانند رهبری، ساختار سازمانی، سیاست ها و فرآیندها و تجربیات کارکنان شکل بگیرد. فرهنگ سازمانی می‌تواند به طور رسمی از طریق برنامه‌های آموزش و توسعه یا غیررسمی از طریق تعاملات روزانه کارکنان شکل بگیرد. اجزا و عناصر فرهنگ سازمانی عبارتند از:

ارزش ها

 ارزش‌ها اصولی هستند که اعضای سازمان باور دارند و برای آنها مهم هستند. به عنوان مثال، یک سازمان ممکن است ارزش مشتری مداری، نوآوری یا کار تیمی را داشته باشد.

باورها

باورها عقایدی هستند که اعضای سازمان در مورد خود، یکدیگر و دنیای اطراف خود دارند. به عنوان مثال، یک سازمان ممکن است باور داشته باشد که همه افراد شایسته احترام هستند یا اینکه موفقیت از طریق سخت کوشی و پشتکار حاصل می شود.

انتظارات

انتظارات رفتارهایی هستند که اعضای سازمان از یکدیگر انتظار دارند. به عنوان مثال، یک سازمان ممکن است انتظار داشته باشد که کارکنان به موقع باشند، به مشتریان با احترام رفتار کنند و کار خود را به موقع انجام دهند.

رفتارها

رفتارها اعمالی هستند که اعضای سازمان انجام می دهند. به عنوان مثال، یک سازمان ممکن است رفتارهای مثبتی مانند کمک به همکاران یا مشارکت در فعالیت های اجتماعی را تشویق کند.

روش‌های توسعه فرهنگ سازمانی

توسعه فرهنگ شرکتی یا سازمانی یک فرآیند مستمر است که باید به طور منظم مورد ارزیابی قرار گیرد. سازمان ها باید دائماً فرهنگ سازمانی خود را ارزیابی کنند تا اطمینان حاصل کنند که این فرهنگ همچنان با اهداف و ارزش های سازمان مطابقت دارد. برخی از روش های متداول عبارتند از:

تجزیه و تحلیل فرهنگ سازمانی موجود

اولین قدم برای فرهنگ توسعه سازمانی، تجزیه و تحلیل فرهنگ سازمانی موجود است. این کار به سازمان کمک می کند تا درک کند که فرهنگ سازمانی فعلی چگونه است و چه نقاط قوت و ضعفی دارد.

تعیین اهداف فرهنگ سازمانی

پس از تجزیه و تحلیل فرهنگ سازمانی موجود، سازمان باید اهداف فرهنگ سازمانی خود را تعیین کند. این اهداف باید با اهداف و ارزش های سازمان مطابقت داشته باشند.

توسعه برنامه‌های فرهنگی

پس از تعیین اهداف فرهنگ سازمانی، سازمان باید برنامه‌هایی را برای توسعه این فرهنگ توسعه دهد. این برنامه‌ها باید شامل اقداماتی برای تغییر رفتار کارکنان و ایجاد محیطی باشد که فرهنگ سازمانی مورد نظر را تقویت کند.

تقویت باورهای سازمانی

سازمان ها می توانند ارزش‌ها و باورهای سازمانی خود را از طریق آموزش، ارتباطات و سایر برنامه‌های فرهنگی تقویت کنند.

ایجاد محیط مثبت 

سازمان‌ها می‌توانند با ایجاد محیطی مثبت و حمایتی، به کارکنان کمک کنند تا احساس ارزشمندی و مشارکت داشته باشند.

حمایت از نوآوری و خلاقیت

سازمان‌ها می‌توانند با حمایت از نوآوری و خلاقیت، به ایجاد فرهنگ سازمانی‌ای که بر ریسک پذیری و نوآوری تأکید دارد کمک کنند.

ویژگی فرهنگ سازمانی

ویژگی‌های فرهنگ سازمانی می‌توانند به صورت رسمی یا غیررسمی بیان شوند. فرهنگ سازمانی قوی و رسمی معمولا از طریق سیاست‌ها، فرآیندها و دستورالعملها بیان می‌شود. فرهنگ سازمانی غیر رسمی معمولا از طریق تعاملات روزانه اعضای سازمان شکل می گیرد. ویژگی‌های فرهنگ سازمانی می‌توانند به طور مثبت یا منفی بر عملکرد سازمان تأثیر بگذارند. فرهنگ سازمانی مثبت می‌تواند منجر به افزایش بهره‌وری، بهبود رضایت مشتری و کاهش هزینه‌ها شود. فرهنگ سازمانی منفی می‌تواند منجر به کاهش بهره‌وری، نارضایتی مشتری و افزایش هزینه‌ها شود.

مراحل ساخت فرهنگ سازمانی قوی

ساخت فرهنگ سازمانی قوی یک فرآیند پیچیده و زمان‌بر است که نیاز به مشارکت و حمایت از سوی کل سازمان دارد. این فرآیند شامل مراحل زیر است:

تجزیه و تحلیل فرهنگ سازمانی موجود

اولین قدم برای ساخت فرهنگ سازمانی قوی، تجزیه و تحلیل فرهنگ سازمانی موجود است. این کار به سازمان کمک می‌کند تا درک کند که فرهنگ سازمانی فعلی چگونه است و چه نقاط قوت و ضعفی دارد. سازمان می‌تواند از روش‌های مختلفی برای تجزیه و تحلیل فرهنگ سازمانی خود استفاده کند، از جمله:

  • نظرسنجی از کارکنان: این روش می‌تواند به سازمان کمک کند تا درک کند که کارکنان از فرهنگ سازمانی چه برداشتی دارند.
  • مصاحبه با کارکنان: این روش می‌تواند به سازمان کمک کند تا درک عمیق تری از فرهنگ سازمانی به دست آورد.
  • تحلیل داده‌های رفتاری: این روش می‌تواند به سازمان کمک کند تا درک کند که کارکنان در واقع چگونه در سازمان رفتار می کنند.

تعیین اهداف فرهنگ سازمانی

پس از تجزیه و تحلیل فرهنگ سازمانی موجود، سازمان باید اهداف فرهنگ سازمانی خود را تعیین کند. این اهداف باید با اهداف و ارزش‌های سازمان مطابقت داشته باشند. سازمان باید در نظر بگیرد که چه نوع فرهنگ سازمانی می‌خواهد ایجاد کند و چه ارزش‌هایی را می‌خواهد تقویت کند.

توسعه برنامه‌های فرهنگی

پس از تعیین اهداف فرهنگ سازمانی، سازمان باید برنامه‌هایی را برای توسعه این فرهنگ توسعه دهد. این برنامه‌ها باید شامل اقداماتی برای تغییر رفتار کارکنان و ایجاد محیطی باشد که فرهنگ سازمانی مورد نظر را تقویت کند. در اینجا برخی از اقدامات خاص که سازمان‌ها می‌توانند برای توسعه فرهنگ سازمانی خود انجام دهند آورده شده است:

  • تقویت ارزش‌ها و باورهای سازمانی: سازمان‌ها می‌توانند ارزش‌ها و باورهای سازمانی خود را از طریق آموزش، ارتباطات و سایر برنامه‌های فرهنگی تقویت کنند.
  • ایجاد محیطی مثبت و حمایتی: سازمان‌ها می توانند با ایجاد محیطی مثبت و حمایتی، به کارکنان کمک کنند تا احساس ارزشمندی و مشارکت داشته باشند.
  • تشویق کار تیمی و همکاری: سازمان‌ها می‌توانند با تشویق کار تیمی و همکاری، به ایجاد فرهنگ سازمانی‌ای که بر همکاری و مشارکت تأکید دارد کمک کنند.
  • حمایت از نوآوری و خلاقیت: سازمان‌ها می‌توانند با حمایت از نوآوری و خلاقیت، به ایجاد فرهنگ سازمانی ای که بر ریسک پذیری و نوآوری تأکید دارد کمک کنند.
  • تمرکز بر رضایت مشتری: سازمان‌ها می‌توانند با تمرکز بر رضایت مشتری، به ایجاد فرهنگ سازمانی‌ای که بر مشتری مداری تأکید دارد کمک کنند.

اجرای برنامه‌های فرهنگی

پس از توسعه برنامه‌های فرهنگی، سازمان باید آنها را اجرا کند. این کار مستلزم مشارکت و همکاری از سوی کل سازمان است. سازمان باید اطمینان حاصل کند که برنامه‌های فرهنگی به طور مداوم اجرا می‌شوند و نتایج آنها ارزیابی می‌شوند.

ارزیابی فرهنگ سازمانی

سازمان‌ها باید دائما فرهنگ سازمانی خود را ارزیابی کنند تا اطمینان حاصل کنند که این فرهنگ همچنان با اهداف و ارزش‌های سازمان مطابقت دارد. در اینجا برخی از نکات کلیدی برای ساخت فرهنگ سازمانی قوی آورده شده است:

  • از بالا شروع کنید: رهبری سازمان نقش مهمی در ایجاد و حفظ فرهنگ سازمانی ایفا می‌کند. مدیران باید ارزش‌ها و باورهای سازمان را در عمل خود نشان دهند.
  • شفاف باشید: سازمان باید ارزش‌ها و باورهای خود را به طور واضح و روشن برای کارکنان توضیح دهد.
  • متعهد باشید: ایجاد فرهنگ سازمانی قوی زمان و تلاش می‌برد. سازمان باید متعهد به ایجاد فرهنگ سازمانی‌ای باشد که با اهداف و ارزش‌های آن مطابقت داشته باشد.

مولفه‌های فرهنگ سازمانی

ارزش‌ها

ارزش‌ها اصولی هستند که اعضای سازمان باور دارند و برای آنها مهم هستند. به عنوان مثال، یک سازمان ممکن است ارزش مشتری مداری، نوآوری یا کار تیمی را داشته باشد.

باورها

باورها عقایدی هستند که اعضای سازمان در مورد خود، یکدیگر و دنیای اطراف خود دارند. به عنوان مثال، یک سازمان ممکن است باور داشته باشد که همه افراد شایسته احترام هستند یا اینکه موفقیت از طریق سخت کوشی و پشتکار حاصل می‌شود.

انتظارات

انتظارات رفتارهایی هستند که اعضای سازمان از یکدیگر انتظار دارند. به عنوان مثال، یک سازمان ممکن است انتظار داشته باشد که کارکنان به موقع باشند، به مشتریان با احترام رفتار کنند و کار خود را به موقع انجام دهند.

رفتارها

رفتارها اعمالی هستند که اعضای سازمان انجام می‌دهند. به عنوان مثال، یک سازمان ممکن است رفتارهای مثبتی مانند کمک به همکاران یا مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی را تشویق کند.

معیارهای سنجش فرهنگ سازمانی

معیارهای سنجش فرهنگ سازمانی ابزارهایی هستند که برای اندازه‌گیری و ارزیابی فرهنگ سازمانی استفاده می‌شوند. این معیارها می‌توانند به سازمان‌ها کمک کنند تا درک بهتری از فرهنگ خود به‌دست آورند و به شناسایی نقاط قوت و ضعف آن کمک کنند. سازمان‌ها باید در انتخاب معیارهای سنجش فرهنگ سازمانی خود دقت کنند. این معیارها باید با اهداف و ارزش‌های سازمان مطابقت داشته باشند. همچنین، سازمان‌ها باید معیارهای سنجش را به طور منظم ارزیابی کنند تا اطمینان حاصل کنند که این معیارها همچنان با نیازهای سازمان مطابقت دارند. معیارهای سنجش فرهنگ سازمانی را می‌توان به دو دسته کلی تقسیم کرد:

معیارهای عینی

این معیارها بر اساس داده‌ها و اطلاعات جمع آوری شده از منابع مختلف مانند نظرسنجی از کارکنان، مصاحبه با کارکنان و تجزیه و تحلیل داده های رفتاری است.

  • میزان مشارکت کارکنان: این معیار نشان دهنده میزان مشارکت کارکنان در تصمیم گیری‌ها و فعالیت‌های سازمان است.
  • میزان رضایت شغلی کارکنان: این معیار نشان دهنده میزان رضایت کارکنان از کار خود و سازمان است.
  • میزان خلاقیت و نوآوری در سازمان: این معیار نشان دهنده میزان خلاقیت و نوآوری در سازمان است.
  • میزان رضایت مشتری: این معیار نشان دهنده میزان رضایت مشتری از محصولات یا خدمات سازمان است.

معیارهای ذهنی

این معیارها بر اساس برداشت ها و نظرات کارکنان از فرهنگ سازمانی است. برخی از معیارهای ذهنی که برای سنجش فرهنگ سازمانی استفاده می‌شوند عبارتند از:

  • میزان اعتماد و احترام بین کارکنان: این معیار نشان دهنده میزان اعتماد و احترام بین کارکنان است.
  • میزان انعطاف پذیری و سازگاری سازمان: این معیار نشان دهنده میزان انعطاف پذیری و سازگاری سازمان در برابر تغییرات است.
  • میزان حمایت و پشتیبانی سازمان از کارکنان: این معیار نشان دهنده میزان حمایت و پشتیبانی سازمان از کارکنان است.

جمع‌بندی

سازمان ها باید به یاد داشته باشند که ایجاد و تقویت فرهنگ سازمانی یک فرایند مستمر است. سازمان ها باید دائماً در تلاش باشند تا فرهنگ سازمانی خود را بهبود بخشند. فرهنگ سازمانی می تواند بر عملکرد سازمان به روش های مختلفی تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، فرهنگ سازمانی مثبت می تواند منجر به افزایش بهره وری، بهبود رضایت مشتری و کاهش هزینه ها شود. فرهنگ سازمانی منفی می تواند منجر به کاهش بهره وری، نارضایتی مشتری و افزایش هزینه ها شود. سازمان ها می توانند از روش های مختلفی برای ایجاد و تقویت فرهنگ سازمانی مثبت استفاده کنند. برخی از این روش ها عبارتند از:

  • تعیین ارزش ها و باورهای سازمانی
  • تقویت ارزش ها و باورهای سازمانی
  • ایجاد محیطی مثبت و حمایتی

دیدگاه‌ها

ثبت دیدگاه

دیدگاه دیگران

دیدگاهی ثبت نشده است
مقالات مشابه

کنترل حقوق در دستان توست

با امکان برداشت روزانه حقوق توسط حسابو، علاوه بر کنترل حقوق و هزینه‌ها، سلامت مالی را هم به‌دست بیاور
ثبت درخواست
من کارمند هستم
می‌خواهم درباره حسابو بیشتر بدانم
من کارفرما هستم
می‌خواهم بدانم حسابو چه خدماتی ارائه می‌دهد